قسمت یازدهم شبهه5) عبدلله خررمی با 70 نفر از همراهانش از بیم جان به دژی پناه برد. به
دستور امام علی، دژ به آتش کشیده شد که در جریان آن تمامی این افراد زنده
زنده در آتش سوختند؛ بطوری که بوی گوشت بریان شده این انسانهای نگون بخت در
هوا پخش و مردم را آزار داد.(علی مرزی نامتناهی، حس صدر، ص 199)شما خودتان را هم که بکشید کتابی به اسم علی مرزی نامتناهی پیدا نمی کنید! یک کتاب از مرحوم حسن صدر با نام مرد نامتناهی وجود دارد که نه کتاب رفرنسی است و نه آن خدا بیامرز صاحب مطالعات عمیق اسلامی بوده اند. من نتوانستم این کتاب را پیدا کنم و البته مطمئنم اگر پیدا هم کنم، بازهم تلبیس را نشان می دهم.مرحوم صدر وکیل بوده اند و این کتاب را هم در اواسط دهه 30 نوشته اند و با جایزه آن مدرسه ای ساخته اند. این کتاب نه یک منبع دینی است و نه از اعتبار روایی بالایی برخوردار است. یعنی ایشان مثل زرینکوب تاریخ نگار نبوده اند و مثل برخی علمای دینی هم صاحب علم در رجال و درایه و ... نبوده اند. بگذارید راحت تر بگویم. تردید نکنید اگر چنین چیزی صحت داشت یا در منبع حتی نسبتا معتبرتر و قدیمی تری وجود داشت، نویسنده به خود زحمت می داد و از آنجا رفرنس می داد نه کتابی که حتی نامش را درست نمی داند.من یک نکته جالب را هم بد نیست بگویم و آن هم اینکه عبدالله خرمی اساسا وجود تاریخی ندارد
برچسب:
نویسنده: هستی طاهری
تاريخ: شنبه
25 آذر
1396 ساعت: 15:45